۲۱ مرداد ۱۳۸۸

قواعد سر انگشتي مهندسي:

قواعد سر انگشتي تبريد و تاسيسات:
الف- يك تن تبريد معادل است با حذف 12,000Btu/h )12,700 kJ/h) گرما.
ب-براي دماهاي تبريد مختلف، مبرد هاي زير متداولند:
(°F) دما ------------------ (°C)مبرد ------------------دما
0 to 50 --------------- -18 to -10 ----------- Chilled brine or glycol
-50 to -40 ----------- -45 to -10 -----------Ammonia, freon, butane
-150 to -50 --------- -100 to -45------------ Ethane, propane
ج-آب خروجي از برج خنك كننده بين 80-90 درجه فارينهايت (درجه سانتيگراد 27-32) بسته به اندازه برج بايد با دمايي بين 115 تا 125 درجه فارينهايت ( 45 تا 52 درجه سانتيگراد) بر گردد. آب دريا نبايد بالاتر از 110 درجه فارينهايت (43 درجه سانتيگراد) باشد.
د- سيالات ناقل حرارت مورد استفاده: روغن هاي نفتي زير 600 درجه فارينهايت ( 315 درجه سانتيگراد)، Dowtherm ها و مواد سنتزي ديگر زير 750 درجه فارينهايت ( 400 درجه سانتيگراد)، نمكهاي مذاب زير 1100 درجه فارينهايت ( 600 درجه سانتيگراد) ميباشند.
ه-فشار هواي فشرده معمول عبارتند از: 45، 150 ، 300 و 450PSig
و-هواي ابزار دقيق معمولاً حدود 45 PSig با نقطه شبنم 30 درجه فارينهايت زير سرد ترين دماي محيط مورد انتظار تحويل داده ميشود.
Refrigeration and Utilities
A. A ton of refrigeration equals the removal of 12,000 Btu/h (12,700 kJ/h) of heat
B. For various refrigeration temperatures, the following are common refrigerants:

Temp (°F)----------------- Temp (°C) ------------------- Refrigerant
0 to 50 ------------------ -18 to -10 ---------------- Chilled brine or glycol
-50 to -40 -------------- -45 to -10 --------------- Ammonia, freon, butane
-150 to -50 ------------ -100 to -45----------------- Ethane, propane

C. Cooling tower water is received from the tower between 80-90 °F (27-32 °C) and should be returned between 115-125 °F (45-52 °C) depending on the size of the tower. Seawater should be return no higher than 110 °F (43 °C)
D. Heat transfer fluids used: petroleum oils below 600 °F (315 °C), Dowtherms or other synthetics below 750 °F (400 °C), molten salts below 1100 °F (600 °C)
E. Common compressed air pressures are: 45, 150, 300, and 450 psig
F. Instrument air is generally delivered around 45 psig with a dewpoint 30 °F below the coldest expected ambient temperature.

تعریف پمپ :

پُمپ یا تُلُمبه وسیله‌ای مکانیکی برای انتقال مایعات است که با افزایش فشار جریان آن، امکان جابجایی مایعات را به ارتفاعی بالاتر (با افزایش هد) یا حتی پایین دست (معمولاً حوضچه یا مخزن) فراهم می‌آورد.
به طور کلی پمپ به دستگاهی گفته می شود که انرﮊی مکانیکی را از یک منبع خارجی اخذ و به سیال مایعی که از آن عبور می کند، انتقال می دهد. در نتیجه انرﮊی سیال پس از خروج از این دستگاه (پمپ) افزایش می یابد.
در پمپ ها تغییرات انرﮊی سیال همواره به صورت تغییر فشار سیال مشاهده می گردد. از پمپها برای انتقال سیال به یک ارتفاع معین و یا جا به جایی آن در یک سیستم لوله کشی و یا هیدرولیک استفاده می نمایند.
به عبارت کلی تر از پمپ برای انتقال سیال از یک نقطه به نقطه دیگر استفاده می کنند. پمپها دارای انواع مختلفی هستند که هرکدام دارای کاربرد خاصی می باشند.
پمپهای سانتریفوﮊ:
این پمپها از نوعی می باشند که انتقال انرﮊی از آنها به سیال به طور دائمی انجام می پذیرد. پمپهای سانتریفوﮊ معمولاً نیروی محرکه خود را از طریق یک الکترو موتور (موتور الکتریکی) دریافت می کنند. انتقال نیروی محرکه از موتور به پمپ از طریق یک محور به نام شَفت (Shaft) منتقل می شود. شَفت موتور به وسیله نوعی تجهیزات مکانیکی به نام کوپلینگ (Coupling) به شَفت پمپ متصل شده است. به این ترتیب انتقال نیرو به راحتی از طریق شفت موتور الکتریکی به شفت پمپ منتقل می گردد.
پمپ های سانتریفوﮊ دارای یک محفظه هستند که حلزونی شکل است و پوسته یا کِیسینگ (Casing) نامیده می شود و درون آن یک یا چند چرخ قرار دارند که روی یک محور (شفت) نصب شده اند.
هر چرخ مجهز به تعدادی پره (Impeller) می باشد. انتقال انرﮊی به سیال در این قسمت انجام می شود. برای اینکه از محل خروج شفت از کِیسینگ (Casing) پمپ سیالی خارج نشود و اصطلاحا نشتی (Leak) به خارج نداشته باشیم از ابزارهای مختلفي استفاده ميشود كه يكي از آنها به نام مکانیکال سیل (Mechanical Seal) ميباشد.
نکته بسیار مهم در مورد این نوع پمپها هواگیری یا پرایم کردن پمپ (Prime) پیش از روشن کردن آنها می باشد. یعنی پس از لاین آپ ( Line Up) نمودن و اطمینان از ورود سیال به داخل پمپ، باید از خروج کامل هوا یا گاز حبس شده در داخل پمپ نیز اطمینان حاصل نمود. این نوع پمپها در ابعاد و اندازه های مختلف برای مصارف گوناگون ساخته می شوند.
پمپهای رفت وبرگشتی :
این نوع پمپها وسایلی هستند که انتقال انرﮊی از آنها به سیال به صورت پریودیک و دوره ای می باشد. نیروی محرکه این نوع پمپها نیز غالبا توسط موتورهای الکتریکی تامین می گردد. در این نوع پمپها حرکت چرخشی میل لنگ تبدیل به حرکت رفت و آمدی پیستونی در یک سیلندر می شود. با عقب رفتن پیستون در سیلندر ایجاد مکش شده و در نتیجه مایع از طریق یک شیر ورودی داخل سیلندر می گردد. با حرکت پیستون به طرف جلو دریچه ورودی بسته و مایع از طریق شیر خروجی به خارج هدایت می گردد. شیرهای ورودی و خروجی یکطرفه بوده و طوری ساخته شده اند که در مراحل رفت و آمد پیستون، از ورود مایع داخل سیلندر به قسمت کم فشار و بالعکس ممانعت شود. اگر بجای پیستون، پلانجری در داخل سیلندر رفت و آمد کند در این حالت به آن پمپ پلانجری (Plunger) می گویند. در ضمن چنانچه پلانجر دیافراگمی را حرکت دهد پمپ از نوع دیافراگمی است.
فرق میان پیستون(Piston) وپلانجر (Plunger) در این است که:
1-طول سر پیستون کوتاه تر از مسافتی است که پیستون درون سیلندر طی می نماید، در حالی که طول پلانجر (Plunger) بیشتر از طول مسافت طی شده توسط آن در داخل سیلندر می باشد.
2- از طرفی در پمپهای پیستوني از حلقه یا رینگی جهت آب بندی پیستون و سیلندر استفاده شده است که روی بدنه پیستون قرار گرفته و همراه آن حرکت می کند، در حالیکه در پمپهای پلانجری (Plunger) این رینگ روی سیلندر قرار دارد و ثابت است.
این پمپها معمولاً کم ظرفیت هستند ولی فشار خروجی سیال را می توانند تا مقدار زیادی افزایش دهند. بنابراین از این پمپها در جاهایی که نیاز به جا به جا کردن سیالی با حجم کم ولی فشار بالا می باشد استفاده می کتتد. در ضمن باید به این نکته نیز توجه داشت که جریان سیال در این پمپها به صورت غیر یکنواخت می باشد. نکته بسیار مهم در مورد این پمپ ها آن است که هرگز نباید آنها را در حالیکه شیر خروجی پمپ (DischargeValve) بسته است روشن نمود.
پمپهای چرخ دنده ای یا گی یِر پمپ Gear Pumps :
این پمپها نوعی از پمپهای گردشی یا روتاری (Rotary) می باشند. پمپ های چرخ دنده ای از دو قسمت متمایز تشکیل شده اند، یکی قسمت جداره ثابت و دیگری قسمت دوار که شامل یک محور گردان با چرخ دنده می باشد.
در پمپ های چرخ دنده ای مقداری مایع بین دنده های چرخ دنده پمپ به اصطلاح به تله می افتد و در اثر چرخیدن چرخ دنده ها این مایع به قسمت خروجی پمپ رانده می شود. این پمپ ها به گونه ای ساخته می شوند که در آنها فاصله میان اجزاء گردنده و جداره ثابت بسیار کم می باشد.
کار برد این پمپها برای جا به جایی مایع با حجم کم و فشار متوسط می باشد. نکته مهم در مورد این پمپها آن است که هرگز نباید آنها را در حالیکه شیر خروجی پمپ (DischargeValve ) بسته است روشن نمود؛ چرا که در این حالت، اگر هیچ شیر اطمینانی (Safety Valve) در مسیر Pump Discharge وجود نداشته باشد، یا خود پمپ از بین می رود و یا اینکه لوله Discharge می شکند.

۲۰ مرداد ۱۳۸۸

ماشين حساب محاسبه نشتي بخار و اتلاف هزينه ناشي از آن:

فرآيند انتخاب پمپ:

مقدمه:
انتخاب پمپهاي نا مناسب و بزرگتر از حد نياز ، مي تواند علاوه بر بهاي انرژي ، هزينه هاي نگهداري را نيز افزايش دهند . لذا بايد تمام اقدامات لازم را در جهت بازدهي كامل تاسيسات ، انجام داد.
بسياري از پمپها ممكن است به خوبي پاسخگوي نياز سيستم ها و فرآيندهاي تاسيسات باشند ، ولي لزوماً بهينه ترين پمپ براي كار مورد نظر نباشند .
فشارهاي مداوم جهت كاهش هزينه هاي نگهداري ، گردش كار تاسيسات و زمان توقف دستگاه ها ، ايجاب مي كند كه مفيد ترين و مطمئن ترين راه ممكن را انتخاب كنيم .
مطالعات اخير نشان داده اند كه سيستم هاي پمپاژ حدوداً 20% از انرژي الكتريكي جهان را مصرف مي كنند . دربرخي تاسيسات ، انرژي الكتريكي كه سيستم هاي پمپاژ مصرف مي كنند ، حدوداً برابر با 25% تا 50% كل انرژي الكتريسيته مصرفي آن تاسيسات است . انتخاب طرح ها و اندازه هاي متناسب پمپها و نظارت بر سلامت آنها مي تواند ضمانت كار آنها را افزايش داده و با به كارگيري مواد مناسب هزينه هاي انرژي را كاهش دهد .
اقداماتي نظير انتخاب پمپ مناسب ، سايز كردن آن به نسبت بار موجود و نظارت بر سلامت پمپها مي توانند تداوم كار پمپ را تضمين نمـــوده و ميزان مصرف انرژي را در آنهــا كاهش دهند . بهاي چرخه عمـر را چه در نصب اوليه ، تعمير و يــــا جايگزيني بايد مد نظر قرار داد .
بيشتر محاسبات بهاي چرخــــــه عمر نشان مي دهند كه بخش عمده اي از هزينه هاي يك پمپ در طول عمر كاري آن مربوط به انــرژي مصرفي و نگهداري از آن هستند به طور كلي انرژي و نگهداري تقريباً 75% از هزينه چرخه عمر را تشكيل مي دهند. براي انتخاب پمپ صحيح بايد ويژگي هاي كاركردي پمپ را با شرايط سيستم تطبيق داد.
*فرآيند انتخاب پمپ سه مرحله دارد:
1- در نخستين گام ، بررسي منحني عملكرد پمپهاي حائز پارامترهاي سيستم است.
2- در دومين مرحله بايد منحني ضريب مقاومت سيستم را تعيين و رسم نمود .
3- سومين مرحله عبارت است از بر هم نهادن منحني ضريب مقاومت سيستم بر منحني عملكرد پمپهاي مورد نظر . نقطه تلاقي اين منحني ها ، نقطه عملكرد سيستم است .
*پمپ مناسب:
پمپي است كه بهترين نقطه راندمان ( BEP ) را در نزديكترين حالت به نقطه عملكرد سيستم ، دارا باشد.
با توجه به اين اطلاعات ما بايد قادر باشيم كه مناسبترين پمپ را در هر زمان انتخاب كنيم.
راندمان (Eff) پمپ:
عبارت است از، نسبت توان هيدروليكي(P0) به توان ترمزي (BHP)
توان هيدروليكي (P0) ، نيرويي است كه پمپ به سيال مي دهد و توان ترمزي (BHP) نيرويي است كه براي به كار انداختن پمپ مورد نياز است .
معادله تعيين راندمان پمپ :
Eff = P0 / BHP

BEP (بهترين نقطه راندمان):
بالاترين نقطه بازدهي پمپ است سازنده پمپ براي به دست آوردن منحني هاي عملكرد پمپ آزمايش هاي استاندارد را انجام مي دهد. بنابراين راندمان، توان هيدروليكي و توان ترمزي پمپ را مي توان از سازنده آن نيز گرفت .
معمولاً پمپ را براي سرعت معيني طراحي مي كنند به اين ترتيب ارتفاع و دبي ( آبدهي ) پمپ نيز بر اساس اين سرعت طرح ريزي مي شوند . منحني عملكرد پمپ ، ارتباط بين سرعت آبدهي مورد نظر و راندمان پمپ ، توان ترمزي مورد نياز ، ارتفاع مكش و ارتفاع كلي را كه پمپ تامين مي كند در اختيار مي گذارد .
*لازم است مراقب اندازه پمپ باشيم !
هميشه پمپ بزرگتر ‘ بهتر نيست . با اين حال ، مشاهدات نشـــان داده است كه در بسياري از سيستمهاي پمپاژ از پمپهاي بزرگتر از حد نياز استفاده مي شود .
بسياري از پمپها به اين دليل بزرگتر از حد نياز هستند كه هر كدام از اشخاص حاضر در روند تصميم گيري ، معيارهاي ايمني خـاص خود را دارند. به عنوان مثال:
*مهندس طراح جريان مورد نياز 100m3/hr برآورد مي كند ولي 5%( معادل 5m3/hr) ديگر هم براي پوشش خطاهاي احتمالي محاسبات به اين مقدار اضافه مي نمايد و 105m3/hr اعلام مينمايد.
*صاحب تاسيسات 10% ديگر ( حدود 11m3/hr ) به عنوان ضريب اطمينان اضافه مي كند و(116m3/hr) اعلام مينمايد.
*خريدار، اين مشخصات را براي سازنده پمپ ارسال مي نمايد .
*سازنده نيز مي خواهد مطمئن باشد كه پمپ پيشنهادي او آبدهي مورد نظر خريدار را تامين مي كند.
*فروشنده با توضيح اينكه خريدار با انتخاب يك پمپ اندكي بزرگتر همان هزينه را مي پردازد، يك پمپ با ظرفيت 125m3/hr پيشنهاد مي كند .
به اين ترتيب خريدار پمپي 25% بزرگتر از طرح مورد نياز اوليه خواهد داشت.
به عنوان مثال در ايالات متحده براي پمپي مانند مثال بالا در ارتفاع 50 متر و زمان كاري معادل 6000 ساعت در سال با بهاي ميانگين 06/0 دلار براي هر كيلووات – ساعت ، در صورت انتخاب پمپي 25% بزرگتر از حد نياز ، هزينه انرژي مصرفي بيش از 2 برابر مي شود . يعني مصرف كننده تقريباً 3400 دلار در سال بيشتر از حالت انتخاب صحيح پمپ هزينه مي كنند .

دانه هاي نشاسته ( Starch grains ):

در پارانشيم كلروفيلي ( كلرانشيم ) ، پلاستها توليدكننده آميلوپلاست ميباشند كه دانه هاي نشاسته در آنها تشكيل ميشود. در طول فرآيند فتوسنتز ، دانه نشاسته در روز توليد شده و درصد آن در برگها بالا ميرود و در شب به مصرف گياه ميرسد و اضافات آن در آميلوپلاست ذخيره ميگردد . دانه هاي نشاسته در پلاستها بر حجمشان افزوده شده به اندازه اي كه غشاي پلاست را پاره ميكند و در اغلب گونه ها طبقات متحدالمركز در اطراف يك نقطه به نام ناف بوجود مي آورد و علت آن اختلاف در ميزان جذب آب لايه هاي مختلف ميباشد.
نشاسته داراي فرمول شيميايي C6(H2O)5]n ] ميباشد كه توسط آنزيم آميلاز به دو واحد گلوكز تبديل ميگردد. اسيدهاي رقيق نيز باعث تجزيه نشاسته به دو واحد گلوكز ميگردند .
دانه نشاسته در آب سرد و الكل غيــرقابل حل بوده و حالت سوسپــانسيون به خود ميگيرد و در آب گرم 70 درجه سانتيــگراد متورم شده و دانه هاي آن تركيده و حالت ژله اي و چسبنده ايجاد ميگردد .
نشاسته در اثر تجزيه ناقص تبديل به گلوكز ، مالتوز و دكسترين ميشود . نشاسته از دو زنجيره اصلي و شاخه هاي فرعي تشكيل شده است به زنجيره اصلي آن آميلوز ميگويند كه در آب محلول بوده و 20 درصد از ساختمان شيميايي نشاسته را تشكيل ميدهد و اتصالات حلقه هاي كربني آن (α(1®4 ميباشد. شاخه هاي فرعي آن آميلوپكتين نام دارد كه در آب نامحلول بوده و 80 درصد ساختمان شيميايي نشاسته را تشكيل ميدهد و اتصالات حلقه هاي كربني آن (α(1®4 بوده اما اتصالات حلقه هاي كربني آميلوپكتين به آميلوز از نوع ( α(1®6 ميباشد. معرف رنگي دانه هاي نشاسته لوگل بوده كه آنرا به رنگ آبي تا بنفش در مي آورد . نكته قابل توجه آنكه يد موجود در معرف لوگل با زنجيره اصلي آميلوز تركيب ميشود.

بررسي دانه نشاسته در چند گونه گياهي:
براي مشاهده دانه نشاسته سيب زميني ابتدا آنرا با آب معمولي شستشو داده و خشك ميكنيم سپس با اسكالپل برشي ايجاد كرده و با نوك آن روي بافت ذخيره سيب زميني چند بار مي كشيم . شيرابه حاصل را بر روي يك قطره آب مقطر روي لام ميريزيم . سپس لامل را به طور مورب بر روي آن رها ميكنيم . حال يك قطره لوگل در يك ضلع لامل ريخته و در ضلع مقابل با يك عدد دستمال كاغذي ، آب مقطر و لوگل را مي كشيم. زماني كه لوگل به وسط لامل رسيد اين عمل را قطع ميكنيم . اين عمل باعث ميگردد كه برخي از دانه هاي نشاسته به اندازه مناسب رنگ گرفته و از تيره شدن بيش از حد و يا عدم رنگ آميزي دانه هاي نشاسته جلوگيري شود . براي ديدن دانه نشاسته بذرهاي خشك از قبيل لوبيا ، ذرت ، گندم و برنج ابتدا با تيغ اسكالپل دانه را از وسط نصف كرده و سپس قسمتهاي سفيد كه حاوي نشاسته ميباشد را خراش ميدهيم و خاكه آن را بر روي يك قطره آب مقطر بر روي لام ريخته و يك عدد لامل روي آن رها ميكنيم . سپس طبق دستور بالا يك قطره لوگل در يك گوشه لامل گذاشته و از طرف ديگر با يك عدد دستمال كاغذي آن را ميكشيم تا دانه هاي نشاسته به رنگ آبي درآيد.








تصويري از دانه نشاسته لوبيا








تصويري از دانه نشاسته سيب زميني













تصويري از دانه نشاسته گندم













تصويري از دانه نشاسته موز













تصويري از دانه نشاسته برنج










تصويري از دانه نشاسته ذرت






۱۴ مرداد ۱۳۸۸

توانايي شناخت كابل ها :

كابل و تعريف آن:
هر نوع هادي كه بتواند جريان برق را از خود عبور دهد و توسط موادي نسبت به محيط اطراف خود عايق شده باشد به طوري كه ولتاژسطح عايق نسبت به زمين برابر صفر بوده و خود هادي نسبت به زمين داراي ولتاژ فازي باشد را كابل گويند.
ساختمان كابل:
هر كابل معمولا از سه قسمت زير تشكيل شده است :
1- هادي كابل 2- عايق كابل 3- غلاف كابل
1-هادي كابل : منظور از هادي كابل قسمت اصلي كابل است كه جريان الكتريكي را هدايت مي كند.جنس اين هادي ها معمولا از مس و آلومينيوم است. هادي كابل ممكن است به صورت رشته اي ، مفتولي ، گرد يا مثلثي باشد.
حالت هاي مختلف هادي كابل را با علامت هاي اختصاري استاندارد شده نشان مي دهند كه عبارتند از :
-حرف R نشان دهنده گرد بودن هادي است و حرف E نشان دهنده مفتولي تك رشته اي بودن هادي كابل بوده و هادي مثلثي شكل را با حرف S و هادي افشان يا چند رشته اي را با حرف M نشان مي دهند.
عايق كابل : متناسب با نوع مصرف عايق كابل از مواد مختلف ساخته مي شود. اين مواد عبارتند از :1- كاغذ هاي آغشته به روغن هاي مخصوص 2- مواد لاستيكي 3- مواد PVC كه پرمصرف ترين عايق ها براي كابل ها عايق PVC است كه آنرا پروتودور نيز مي نامند. نوع ديگري از اين مواد PET نام دارد كه آنها هم براي عايق كابل استفاده مي شوند. اين دو نوع ماده كاملا شبيه هم هستند با اين تفاوت كه عايق هاي PVC نسوز و عايق هاي PET قابل اشتعال هستند.غلاف كابل : غلاف به لايه يا لايه هايي بر روي كابل گفته مي شود كه مي توانند عايق كابل را در مقابل انواع نيروهاي مكانيكي محافظت كرده و همچنين از نفوذ رطوبت به داخل كابل جلوگيري نمايند.اين غلاف ها مي توانند بسته به محل مورد استفاده انواع PVC ، آلومينيومي ، سربي و يا فولادي باشند

بررسی ویژگی های مبردهای مختلف و اثرات آنها بر محیط زیست و لایه ازن

بر اساس پروتکل ها و برنامه ریزی های انجام شده مبردهای متداول امروزی که دارای خواص سمی بوده و اشتعال پذیر هستند به تدریج از استفاده در سیستمهای تهویه مطبوع حذف شده و تولید آنها متوقف می گردد و مبردهای جدید با ترکیب های مختلف و سازگار با محیط زیست جایگزین خواهد شد .
در اينجا به 10 نکته مهم پیرامون مبردهای متنوع در سیستمهای تهویه مطبوع و جدول زمانی حذف استفاده آنها ميپردازيم که دانستن آنها برای متخصصین تاسیسات و تهویه مطبوع ضروری است.
در اواسط دهه 1980 اعلام شد که مبردهای موجود در سیستمهای متعارف تهویه مطبوع شدیدا محیط زیست جهان را تخریب می نمایند که دو خانواده بزرگ این مبردها که اغلب در سیستمهای تهویه مطبوع مورد استفاده قرارمی گیرد يكي CFC ها و دومي HCFC ها می باشند. کلر موجود در این مبردها لایه ازن را تخریب نموده و پروتکل مونترال در سال 1987را که توافق نامه ای میان 180 کشور جهان است نقض می کنند .
آنچه در این توافق آمده است؛ توقف تولید مبردهای با ترکیب CFC و HCFC در یک دوره 40 ساله است که این دوره از سال 1995 آغاز گردیده و جدول برنامه ریزی زمانی این موضوع در شکل زير قابل مشاهده است:
در پاسخ به توافق نامه به امضاء رسیده در مونترال در سال 1987، یک خانواده جدید از مبردها برای استفاده در سیستمهای تهویه مطبوع و تجهیزات مرتبط به ظهور رسید که HFC 3 را شامل می شود و معروفترین این مبردها عبارتند از:
مبردهایی با ترکیب HFC شامل HFC-134a و HFC-407C و HFC - 410. این مبردها دوستدار محیط زیست بوده و تولید آنها متوقف نمی گردد. اما سوال اینجاست که چرا مبردهای جدید تولید شده، مشکل را بر طرف نمی نماید؟
در پاسخ به این سوال می توان اینگونه بیان کرد که دستگاه تهویه مطبوعی که امروز خریداری می شود توانایی انجام کار برای 20 تا 30 سال را دارد؛ اما اگر این دستگاه ازمبردهای HFC-134a و HFC-407C و HFC-410A استفاده نکند، شما بعد از 16 سال استفاده از این دستگاه قادر به خرید مبرد جدید به منظور سرویس و تعمیر تجهیزات آن نخواهید بود؛ چرا که طی این مدت مبردهای قدیمی از چرخه تولید حذف خواهند شد .

در اینجا 10 پیشنهاد و فاکتور مهم که ما را در تصمیم گیری کمک خواهد کرد ، ارائه می گردد:
1 - جدول حذف تدریجی مبردها از تولید و به کار گیری در سیستمهای تهویه مطبوع در تصمیم و انتخاب شما در سیستم سرمایشی فعلی و آینده شما اثر می گذارد . بر طبق پروتکل مونترال ،توسط سازمان جهانی حفاظت از محیط زیست ، استفاده از معمولترین مبرد موجود و مورد استفاده فعلی یعنی HCFC -22 تا سال 2010 در سیستمهای تهویه مطبوع ممنوع خواهد شد. نتیجه ای که می توان از این موضوع داشت این است که موضوعات کلیدی که امروز توسط مالکین ساختمانها و متصدیان بخشهای تاسیسات آنها بایستی مورد بررسی قرار بگیرد ، پیرامون تعمیر تجهیزات تهویه مطبوع و جایگزینی آنها با سیستمها و مبردهای جدید است . به عنوان مثال انتظار شما از عمر کاری تجهیزات موجود چیست و مبردهای ان تا چه زمانی در دسترس هستند؟ اگر شما به خرید یک دستگاه جدید فکر می کنید ؛ چه مبردی باید در آن مورد استفاده قرار بگیرد و چه مدت طول خواهد کشید تا ساخته شود ؟ دانستن تاریخ های مشخص برای حذف مبرد ها از سیستمهای مدرن و مبردهایی که به تناوب تولید میشوند، شما را در ایجاد طرحی برای آینده کمک خواهد کرد.
2 - با برنامه حذف مبردها، انتظار از سیستمهای تهویه مطبوع افزایش خواهد یافت. اگر شما یک سیستم تهویه مطبوعی را امروز خریداری می کنید ، شاید تا سال 2024 کارایی داشته باشد به ویژه اگر در شرایط خوب کاری مورد استفاده قرار گرفته و ملاحظات مربوط به آن رعایت گردد. اگر این سیستم خریداری شده از مبرد HCFC – 22 استفاده کند، در سال 2020 شما باید این سیستم را سرویس کنید البته با مبردی که از سیستمها مسترد شده و به کار نخواهد آمد. بنا براین انتظار خود از طول عمر یک سیستم و مبرد مورد استفاده در آن را با سازندگان این تجهیزات در میان گذاشته و مورد ارزیابی قرار دهید .
3 - مبردها از لحاظ کاری دارای دسته بندی ایمنی هستند . مبردها مواد شیمیایی هستند که برای انتقال حرارت در یک سیستم تهویه مطبوع مورد استفاده قرار می گیرند. مبردها گرما را طی عمل تبخیر در دما و فشار پایین جذب کرده و طی عمل تقطبر در فشار و دمایی بالاتر آن را آزاد می سازند . هر مبردی می تواند با شیوه ای صحیح با ایمنی کامل به کار گرفته شود و در مقابل، هر مبردی می تواند مضر و خطرناک باشد اگر با شیوه ای نادرست مورد استفاده قرار بگیرد . در استاندارد ASHRAE-34 سطوح مختلف ایمنی کار با مبردها را بر اساس شدت سمی بودن و اشتعال پذیری آنها ارائه شده است. مبردهای HFC-134a و HFC-407C و HFC- 410A در دسته A1 قرارداده شده اند که مبردهای این دسته از لحاظ سمی بودن در سطح پایین تری قرار گرفته و انتشار اشتعال نیز ندارند. مبرد HCFC–123 در دسته B1 قرار گرفته که سمی بودن آن نسبتا بیشتر است اما انتشار اشتعال ندارد. با مراجعه به استاندارد مذکور می توانید اطلاعات بیشتری را پیرامون این موضوع بدست آورید.
4 - راندمان وظیفه ای است که بر عهده سیستم است نه مبرد راندمان چیلر تابعی از اجزاء آن است.(کمپرسور ، اواپراتور ، کندانسور و ... ). بازده یک سیستم تهویه مطبوع وابسته به تمام اجزاء آن است (چیلرها، پمپ ها، برج ها، هواسازها و غیره). با وجود این مبردهای مختلف دارای خواص مختلف ترموفیزیکی در رابطه با انتقال حرارت هستند؛ یک چیلر با توان کاری 5/0 kW برای هر تن تبرید، هنگامی به این بازدهی خواهد رسید که از مبردهایی مثل: HFC–134a یا HFC– 410A یا HCFC-123 استفاده نماید. 5 - مبردهای سبز برای شاخص های 1LEED مبردهایی که در تجهیزات تهویه مطبوع مورد استفاده قرار می گیرند می توانند دورنمایی از شاخص های مدیریت طراحی انرژی و محیط زیست LEED را ترسیم کنند . یک پیش شرط لازم برای رسیدن به شاخص های (LEED) عدم استفاده از مبردهای با ترکیب شیمیایی CFC می باشد. علاوه بر این استفاده از مبردهایی مثل HCFC – 22 و HCFC-123 نیز برای شاخصه های محیط زیست مضر می باشند . در مقابل مبردهایی مانند HFC-134a و HFC-407C و HFC- 410A با عنوان مبرد های سبز معرفی شده و با استفاده از آنها دستیابی به شاخصه های فوق العاده در محیط زیست پاک و طراحی انرژی و مدیریت آن ممکن خواهد بود .
6 - مبردهای HFC-134a و HFC-407C و HFC- 410A مبردهایی کارا بوده و در دسترس برای آینده ای قابل پیش بینی خواهند بود. مبردهای نام برده دارای سمیت پایین و عدم انتشار اشتعال هستند. همچنین این مبردها دارای تاریخ منع استفاده نیستند چون ماده کلر در ترکیب آنها موجود نیست و سبب تخریب لایه ازن نمی شوند.
7 - مبرد HCFC- 22 هنوز در مقیاس گسترده مورد استفاده قرار می گیرد اما در آینده با کاهش استفاده مواجه خواهد شد. در حالیکه در حال حاضر مبرد HCFC- 22 بطور عمومی و فراگیر در جهان مورد استفاده قرار می گیرد ،بعد از سال 2010 تجهیزات تاسیساتی نمی توانند از این مبردها استفاده نمایند. تنها تولید کمی از این مبرد به منظور سرویس دهی تجهیزات قبلی تولید خواهد شد اما تولید این مبرد از سال 2020 کاملا متوقف خواهد شد و در آمریکا مبرد HCFC-22 مانند دیگر مبردهای منقرض شده از گردونه استفاده در سیستمهای تهویه مطبوع کنار رفته است.
8- مبرد HCFC – 123 برای تجهیزات جدید تا سال 2020 قابل استفاده خواهد بود. این مبرد منحصرا در چیلرهای فشار منفی سانتریفوژ جایگزین مبرد CFC-11 شده است. اما استفاده از این مبرد نیز پس از سال 2020 در تجهیزات ممنوع خواهد بود و فقط در سالهای 2020 تا 2030 این مبرد تنها به منظور سرویس دهی مورد استفاده قرار می گیرد .
9- مبرد های پاک و سبز امروزه برای سیستمهای بزرگ و کوچک در اختیار قرار دارند. طراحی سیستمهای سرمایشی بزرگ، چه چیلرهای سانتریفوژ فشار مثبت و چه چیلرهای اسکرو براساس خواص و ویژگیهای مبردهای سازگار با محیط زیست مانند HFC-134a و HFC – 407C انجام می شود.
همچنین در سیستمهای کوچک - سیستمهای کمتر از ( 100ton-Ref ) مبرد HFC-410A مهمترین جایگزین برای HCFC – 22 شده است .
10- باید چاره ای اندیشید . عمر کاری سیستمهای تهویه مطبوع ساختمانها، هزینه تعمیر و نگهداری آنها و هزینه تعویض آنها تمام فاکتورهای مهمی هستند که خارج شدن مبردهای HCFC را از گردونه سیستمهای تهویه مطبوع به موضوع بسیار جدی و حیاتی تبدیل می کنند.
بهترین تدارک وتمهیدی که می توان برای آینده در نظر گرفت ، این است که فهرستی ازانواع مبردهای مورد استفاده در سیستمهای تهویه مطبوع را تهیه نموده و تعیین کرد که کدامیک بایستی از بکار گیری در سیستمها منع و کدامیک به تناوب جایگزین مبردهای قدیمی می شود.

منبع : ماهنامه شرکت McQuay